حمد الله مستوفي قزويني

288

تاريخ گزيده

صد سال شد . بعد از پسر عم زاده پادشاه شد . چون بر ساقهء دولت بود ، در عهد او فتنهء بسيار پديد شد . در خراسان يكى از بنى مهلب مشهور به كرمانى خروج كرد و ميان او و نصر سيار محاربات رفت و در اثناى آن حروب ، ابو مسلم صاحب دولت [ 1 ] در سابع عشرين رمضان سنهء تسع و عشرين و مايه ، بديه سفيدنج ، از ضياع مرو ، دعوت بنى عباس اظهار كرد و با كرمانى در جنگ نصر سيار متفق شد . نصر سيار احوال او به مروان الحمار نوشت و مدد طلبيد و اين ابيات در مكتوب نوشت : شعر ارى خلل الرماد و ميض جمر * و يوشك ان يكون لها ضرام فان النار بالزندين [ تورى ] [ 2 ] * و ان الفعل يقدمه الكلام اقول من التعجب ليت شعرى * أ ايقاظ امية ام نيام فان يك قومنا اضحوا رقودا * فقل قوموا فقد حان القيام [ 3 ] مروان حمار برنجيد و او را مدد نفرستاد و در جواب نوشت كه ما آن روز خفتيم كه ترا امارت خراسان داديم . نصر سيار ، ناچار بجنگ ابو مسلم و كرمانى رفت . كرمانى بر دست سپاه نصر سيار كشته آمد و نصر سيار از ابو مسلم بگريخت و در ولايت رى و ساوه بمرد . پسرش در هم بن نصر در خراسان صاحب لشكر بود . اما با وجود ابو مسلم او را كارى پيش نمىرفت . خراسان ابو مسلم را صافى شد . قحطبة بن شبيب طائى را به عراق فرستاد . قحطبه ، گرگان را بحرب [ 4 ] بستد و رى و ساوه و قم و ولايت كاشان ، بى حرب مسخر گردانيد و با مردم اصفهان جنگ كرد و بگرفت و از آنجا [ بر گذشت ] [ 5 ] به نهاوند و همدان رفت و با مردم نصر سيار حرب كرد و ايشان را بشكست و از آنجا و به حلوان شد . شهر زور و حلوان بستد و عزم كوفه كرد . يزيد بن عمر بن هبيره ، از واسط عزم جنگ ايشان كرد . بر كنار فرات با هم افتادند . شب بود . حرب در پيوست .

--> [ 1 ] - ف : صاحب الدولة [ 2 ] - تصحيح از يعقوبى ، نسخ : وار - ذيل ابى شجاع وزير بر تاريخ ابى على مسكويه : تذكى - البدايه . . . بالعيدان تذكى . [ 3 ] - اين بيت در نسخهء ف نيست [ 4 ] - ف ، م : بقهر [ 5 ] - ف ، ب : برگشت - م : بازگشت .